آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و نهم :
کلاه کاسکت رو با یه دست از سرش جدا کرد که موهاش به هم ریخته روی پیشونیش ریخت.
وحشت زده از حضورش، اون هم به این شکل توی فضای شلوغ و پر ازدحامِ ساحل، زانوهامو به طرفش کشیدم و فاصلهمو باهاش به اتمام رسوندم.
همهی تنم خیس از عرق سرد شده بود و توی یک کلمه: وحشت بود که از بابت دیده شدن عرفان توسط مهراب، مغزم که نه، کل وجودم رو به رعشه انداخته بود که اونطور جلوش در اومدم تا احتمال دیده شد
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
یه بنده خدا
3..که زیاد گوه نخور عزیزم.من موندم لهراسبی چرا به جای ژیلاهمینو نکشت ماراحت بشیم؟واینکه یه عزیزی گفت که این اتفاقابرا اینه که کم کم اشوب ازش متنفر بشه واینا خواستم بهت بگم عزیزم نه والا از این خبرانیست عرفان گور به گوری بزنه مهرابو زبونم لال، لال شم ایشالا بکشه میگه آخیشش ازدسش راحت شدم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عاشقتم اوکی؟😂😂
۲ روز پیشیه بنده خدا
0قربونت برم عزیزم منم عاشقتم فقط به پسرت عرفان بگو که کمتر مارا حرص بده که دیکه مغز من کشش نداره💖😂😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
گوش نمیده پسرم
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0وای یه بنده خدای عزیزم دقیقا حرف دلم وزدی بیا اینجا ماچت کنم البته اگه دختری
۲ روز پیشیه بنده خدا
0بیاا بغلمم دخترر 🫂💖(اره بابا دخترم)
۲ روز پیشآتاناز دلارام
13میگم بیاید ما مهراب فنا دست به دست هم بدیم این عرفان و با هم بکشیم چطوره مهراب فنا لایک کنن
۲ روز پیشیه بنده خدا
2آرهه بابا من مث کوه پشتتمم 😂🤝 نقشه اتم عالیه، پایه ام باهات 😭😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اِوا👀🫣
۲ روز پیش.....
2منم هستمم بیاییدیه کاری کنیم آشوب دیگه همش بگه مهراب کل داستان با عرفان عرفان آشوب تموم شد😒😒
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه هنوز تموم نشده، امیدوار باشید🤣🤣
۲ روز پیشنیلا
2موافقم تازه الان ۱٠ نفر شدیمم🔪
۲۳ ساعت پیشآتاناز دلارام
1حاجی پشمام چقدر مهراب فن من تا الان فکر میکردم تنهام فکر میکردم همه طرف عرفانن😃😃عشقم شما چاقو برداشتی بذار منم تبرم وبردارم بیام⛏️⛏️
۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
۹۹ درصد مهراب فن شدن
۴ ساعت پیشماهی
1به خدا این عرفان هر غلطی بکنه اشوب میگه الان عذاداره حق داره😐😐 هعیی دست بردار دیگه اشوب این عرفان دیگه ادم بشو نیست بچسب به مهراب که جونشو واست میده
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0وای آره ماهی جونم میبینی هی عرفان عذاداره عرفان اینجوریه همش عرفان عرفان عرفان دیگه به اسم عرفان آلرژی پیدا کردم به جون پسر عموم آخرش خودم این عرفان و میکشم
۲ روز پیشماهی
0این عرفان دیگه اون عرفان قبل نیست و درست بشو هم نیست فقط به فکر انتقامه حتی به اشوب هم فکر نمیکنه و درواقع اون روهم مقصر میدونه این دیگه چه وضعشه قشنگ زده به سیم اخر
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره خیلی عوض شده متاسفانه:)💔
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مواظب عرفان فنها باشید😂🫣
۲ روز پیشیه بنده خدا
0ووایی دقیقاا ماهی چقدر حق نواختی. خب عزاداره که عزاداره چه ربطی داره؟ فکر کنم تا ده سال اینده هر غلطی بکنه باز هم اشوب میگه عذاداره و اشکال نداره و خودم کمکش میکنم🤬خب دختر چشاتو واکن توروخدا این عرفان اون عرفانی که میشناختی نیستت مهرابو نگا کن خداوکیلیی، چه قدر آقا و خوب و گله تازه عاشقتم هست
۲ روز پیشماهی
1واقعا اشوب لیاقت عشق مهراب رو نداره😒😒
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خب شما عرفان رو در نظر بگیرید دیگه، اصلاً قبل از اینکه مهرابی وجود داشته باشه، آشوب و عرفان عاشق هم بودن
۲ روز پیشآتاناز دلارام
1عشقم کجا عاشق هم بودن فقط همکار بودن تازه بعد این که لهراسبی با آشوب اون کارو کردو مهراب با آشوب ازدواج کرد آقا عرفان یادش افتاد به عشقش اعتراف کنه بعدشم این آقا عرفان عاشق الان کلا عشقشویادش رفته وبه فکر انتقامه حتی به فکر آشوبم نیست و داره بهش صدمه می زند
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه عزیزم منظورم اینه که قبل از ورود مهراب، عرفان عشقش رو اعتراف کرده بود
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اوففف خدا😂😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینید از یه جایی به بعد دیگه رفتارهای عرفان زیادهروی خواهد شد ولی فعلاً نه، فعلاً داغش تازهست
۲ روز پیشآمنه
0یعنی خدایی با رمانهای حدیث خانم مودی شدیم ولی خواهر مگه ما نبودیم که از عرفان دفاع میکردیم و مهراب رو لعنت میکردیم اخه الان بنده خدا هم از دست دادن عشقش و هم بی آبرو شدن مادرش و مرگ مادرش اونو به مرز جنون رسونده شاید اگه بدونه و یکجورایی قانعش کنند که مهراب تسخیر شده هست کمی آروم بگیره و لیانا برای
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تقصیر من نیست، مهراب همه رو گول زده
۲ روز پیشیه بنده خدا
0ععهه حدییثث؟؟ باز که همه چی افتاد گردن مهراب خب خواهر مگه نمیگی کارایی که کرد را همه رو لهراسبی تو بدن مهراب کرده؟خب مهذاب این وسط بی تقصیرهه دیگهه تازه محافظ جون هم تایید کرده
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه دیگه😉
دیروزیه بنده خدا
0خب من حقیقتا هیچ وقت ازعرفان خوشم نمیومد ومهراب فن بودم.و از اون ورعرفان هنوز عشقشو از دست نداده و هنوزم اشوب طرفشه و دوستش داره اگر هم از دست بده همش تقصیر خودشه با این کاراش(اگه هم منظورت اینه که چون اشوب شوهر کرد عرفان از دستش داد نه عزیزم اینجور نیست)
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خیلی چیزا دست به دست هم دادن تا عشق این دوتارو خراب کن...
دیروزیه بنده خدا
0خب پس اکه عشقشون خراب شده پس چرا اشوب هنوزز هم اینقدر طرف عرفان هست و تو هر پنج خط حداقل یه بار اسم عرفانو میاره؟اکه خراب هم شده فقط از طرف عرفانه نه اشوب تازه فعلا انتقام کور کرده چشم عرفانو وگرنه هنوز دوسش داره مگه نه؟(جدی سوالمه وگرنه قصد مسخره کردن و تیکه ندارم)
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چون طبیعیه واسه عشقی جنگ کنه که هنوز هم بهش امید داره، این تلاش فقط و فقط از دوست داشتنِ عرفان بلند میشه وگرنه که دلیلی جز این وجود نداره
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چون دوستش داره درحال حاضر
۲ روز پیشنگار
0اوه اوه قربونت برم تو از منم سلیطه تری😁(شوخی میکنم😘)اصلا عزیزم منم با تو هستم اصلا هم نگران نباش و خودتو به زحمت ندازی ها خودم اگه عرفان بلایی به سر مهراب بیاره به جون ننه عمه خدا بیامرزم میزنم از وسط نصفش میکنم قربونت برم اصلا اصلا بخاطر این جور مسائل خون خودتو کثیف نکن گلم😸😘💙💙
۲۳ ساعت پیشیه بنده خدا
0🤣🤣قربونتت برم عزیزمم💖🤣🤣دمت گرم گلم چقدر تو باحالی اخه ✨😂
۲۲ ساعت پیشنگار
0باحالی از خودته فدات شم🌹، یادت نره ها رفتی برا عملیات نفله کردن عرفان حتما خبرم کنیا نمیدونی تو این مدت چقدر منو حرص داده این بچه نچ نچ نچ😂💙💙
۲۱ ساعت پیشیه بنده خدا
0اِیی به چشم عزیزمم فقط منتظرم یه تار مو از سر مهرابم به خاطر این عرفان کم بشه
۲۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چشم🫣😂
۲۰ ساعت پیشیه بنده خدا
0ههیینن خاک به سرمم حدیث من یه زری زدم تو حالا نمیخواد به حرف من گوشش بدی توروقران اگه مهراب خدایی نکرده زبونم لال، لال شم ایشالا بمیره یا یه اتفاقی براش بیوفته من چیکار کننمم؟؟😭😭
۱۸ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عه دور از جونت دختر، نگران نباشید، بسپارید به من پارت فردارو❤️یجوری همهشونو سر به نیست میکنم که آب تو دلتون تکون نخوره
۱۸ ساعت پیشفاطی
0سختر شد ک دختر خوب ورق برگرده حالا ک سوالا بیشتر شد وهنگ کردم ینی اشوب عاشق مهراب بشه خو میشه دیگ مجبور هم نی نی داره هم مهراب کارشو بلد نرم نرمک در دلش میشیند.. خخ خل شدم رف با دوتا بچه ی شیطون شبا ب امید رمانت بیدارمیمونم میخونم میخوابم هی مجردا با یکی مث مهراب مزدوج شید جنتلمن خاص ماک نشد..
۱۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممنون از توصیهی آخرت فاطی خانوم😁👌🏻
۱۳ ساعت پیشSara
5کاش میتونستمم یقه عرفانوبگیرم ازهواپیماپرتش کنم بیرون😂😂
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هم مهراب رو پرت میکنم پایین، هم عرفانو🙏🏻
۲ روز پیشSara
5نه عرفانوپرت کن مهرابونچ😂
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هردوشون باهم تو بغل هم
دیروزSara
0حالاچون شمایی باشه دوتاروپرت کن پایین منم بااشوب میرم دوردور😂😂
۱۸ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تامام🤙🏻
۱۸ ساعت پیشنیلا
2بیاید همه باهم با آشوب برگردیم ترکیه و بریم گردش و اون دوتا هرچقدر دلشون میخواد با ماشین از روی هم رد شن و کتک کاری راه بندازن🎀
۱۵ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
وای حاجی...بخدا که حق🤣🤣🤣
۱۵ ساعت پیشنگار
0اگه بدونید من چه حدس هوایی در مورد پارت بعد دارم فکر کنم کلمو بکنید😁😁ولی خدایی خیلی کنجکاوم(همون فضولیم گل کرده) برا پارت بعدی میخوام ببینم چی میشه نکنه اینجا عرفان یا مهراب یکیشون بمیره یا آسیب ببینه طرف بره زندان هون صحنه ای که تو زندان بودن شکل بگیره یا نکنه آشوب قاتل یکی بشه (ناخواسته)🤔🤔💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره شاید، به هرحال تو پارت بعدی یکیشون باید بمیره که جو آروم بشه😂راهی جز این نیست
۲ روز پیشنگار
0نهه😮😦یعنی یکی حتما حتما باید بمیره؟خدایی؟💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دیگه راهی جز این برای ختم قائله نیست
دیروزنگار
0وایی خب الان کی میمیره کدومشون🤔اره خب من این عرفانو دیدم هیچ جوره سر عقل نمیاد این مهرابه فقط آشوبو کنا عرفان ببینه دلیل خوبیه براش که یه جنگ جهانی راه بندازه 😂😁یعنی چی میشه🤔🧐💙💙
۲۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
راه نندازه جای تعجب داره
۲۲ ساعت پیشنگار
0آفرین اصلا جنگ راه میندازه نمیشه بچم دعوایی😂💙💙
۲۱ ساعت پیشیه بنده خدا
1حدیث جدیی هستیی؟؟ جدا میخوای یکیو بکشی؟ البته عرفان باشه که من مشکلی ندارم ولی خب اخه اگه اون بمیره بدتر گند میخوره تو رابطه مهراب و اشوب. اما من همین حالا یه احتمالی با این پیامت که باید یکی بمیره تو ذهنم اومد. نکنه خدایی نکرده بچه ی احتمالی اشوب بمیره؟🤨😭
۲۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شایدم خود آشوبه:) هوم؟
۲۲ ساعت پیشیه بنده خدا
1ووایی ننگوو دخترر اصلا به درک همون عرفان بمیرهه فوقش یه مدت اشوب با مهراب بده بعد اوکی میشن اشوب یا مهراب بمیرن که من تا چند ماه افسردگی نرسیدن این دوتا بهم را میگیرم😭😭نکن همچین با ما حدیثث
۲۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آخ آخ از پارت بعدی🫣🫣
۲۰ ساعت پیشنگار
0از نظر منکه یکی از این سه تا نفله میشه حالا شاید مرگ میر هم داشته باشیم ولی قطعا نفله شدن دارم مطمئنم 😂😂حالا واقعا میخوام ببینم تو پارت بعد چی پیش میاد😃🤩😍💙💙
۲۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شک نکن
۲۲ ساعت پیشنگار
0هی روزگار سرنوشت هر کی که نفله میشه یا آسیب می بینه همینه دیگه اشکال نداره فقط من دق نکنم خوبه عرر😭💙💙
۲۱ ساعت پیشنگار
1قیافه ی بنده 😨😩😖یعنی الان من عر عر گریه میکنم بخدا چرا واقعا این عرفان میخواد منو سکته بده چرا مگه من چیکار کردم مگه آشوب چیکار کرده بچم که باید تو این وضعیتی که نود درصد احتمال بارداریش هست آنقدر استرس بگیره حالا دفعه باشه نقشش بد نبود ولی دیگه تو هواپیما آدم کشتن احمق بودنشو داره نشون میده💙💙
۲ روز پیشنگار
0حالا دفعه قبل آشوب نجاتش داد ولی الان دیگه چیکار می کنه آخه این عرفان انقدر کم عقل نبودا نمی دونم چش شده امیدوارم اتفاق بدی رخ نده که والا بعید می دونم😞😒💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نباید به این شکل پا پیش میذاشت، کاش یکمی حواسش سرجاش بود یا سامان و رفقاش حواسشون به عرفان میبود...
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اینکه میخواد تو هواپیما مهراب رو بکشه نشون دهندهی حالِ وخیمشه که فکرش به جایی قد نمیده و فقط میخواد دلشو خنک کنه...
۲ روز پیشنگار
0کاملا باهات موافقم بچم عقلش یکمی تاب برداشته نمیدونه باید چیکار کنه،سامان اون رفقاش باید حواسشون بهش باشه که خب این طور که معلومه نیست😞💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آخه عرفانم عوض شده، شاید فکرشو نمیکردن دست به همچین کاری بزنه:)
دیروزنگار
0اومم مثل همیشه موافقم باهات شدیدد😁💙💙
۲۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
👌🏻🔥
۲۲ ساعت پیششهناز
1سلام این قدر عالیه وهیجانی که نمیدونی چی بگی فقط لطفا پارت تشویقی هم بذارین ممنون خسته نباشی
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
این هفته کلاً پارت هدیه دادم❤️:)
دیروزمعصومه
1خسته نباشی حدیث خانم پارت خوشگلی بود
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فدای تو
دیروزمعصومه
1بعد آشوب باهوشمونم تازه داره میفهمه این حالتاش از بارداریه، زوده عزیزم حالا متوجه میشدی چه عجله ایه؟عرفانم که فراری داد، یکی نیست بگه دختر خوب تو انقدر به عرفان اهمیت میدی اون چی؟ اصلا اهمیتی میده؟داره با رفتاراش بهت میگه ولم کن ولی تو نمیفهمی
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂😂وایی
دیروزمعصومه
0جون هر کی دوست داری عرفان دست بردار از این کارات، وسط هواپیما میخوای چیکار کنی مثلا؟اونجا جای آدم کشتنه مگه؟ الان مهرابم اومد و اصلا عالی، هواپیما سقوط نکنه خوبه😂
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سقوط کنه به نفع هردوشونه😂
دیروزسارا
0شاید فقط رو به رو شدن یا همین حین چاقو زده به شکمش یا قبلش اشوب بیهوش بشه و حواس مهراب پرت بشه عرفان هم رد بشه دلم نمیخواد بمیره 🥺یا بمیره اشوب زندش کنه نمیشه؟ 😁💚
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
به هرحال اون چاقو باید به یکیشون بخوره تا آتیش معرکه بخوابه
دیروزآمنه
1بنده خدا هم مادرش رو از دست داده و هم عشقش نابود شده و واقعا مرگ مادرش که با *** هست خیلی خیلی تحملش سخته و باعث جنون میشه و از کجا میخواد بدونه که مهراب تسخیر شده بود و کلا حتی اگه بهش بگن شاید باور نکنه ما بودیم که مهراب رو لعنت میکردیم و برای عرفان دلسوزی میکردیم البته حدیث بانو گذاشت مودی بشیم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره خب میگم که عرفانم گناه داره💔
۲ روز پیشابی
0آشوب حامله هست اتفاقی برای مهراب نیوفته که من افسرده میشم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
با این پارت متوجه شدم ۹۹ درصد مخاطبا کاملاً به مهراب رو آوردن و این خیلی عجیبه
۲ روز پیشابی
1عالیی مثل همیشعهه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
زنده باشید
۲ روز پیشقرمزی
1فوق العاده بود دختر .هر پارتی که میدی آدم بیشتر جذب نوشته هات میشه.واقعا خسته نباشی عزیز
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
لطف داری خوشگل من🫠❤️
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

یه بنده خدا
3نهه کی گفته من الان به شدت عصبی و حرصیم؟ هرکی گفته بیاد اینجا تا با پشت دست دهنشو نوازش کنم بفهمه دیکه دروغ نگهه. آشوبب به جای اینکه یکی بزنی زیر گوشش که چرا میخواست مهرابو بکشه فراریش دادی؟ تازه وقتی هم زدیش تا بیهوش بشه میگی بشکنه دستت اشوب؟؟ عرفان جان اولا که عوضی خودتی گگلمم دوما که..ادامه👇